پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - از كارتن خوابها تا چخوف - قلی پور منصوره
از كارتن خوابها تا چخوف
قلی پور منصوره
«آذر»، ماهي پركار براي برگزار كنندگان همايشهاي ملي و تخصصي بود. بسياري از استادان دانشگاه و كارشناسان مسائل مختلف با حضور در اين همايشها، هم نقطه نظرات تازهاي مطرح كردند و هم تازههايي را در اختيار مخاطبان و شنوندگان خود قرار دادند كه حائز اهميت بود.
همايش ملي كار يكي از همايشهايي بود كه در آن مسائل چالش برانگيزي مطرح شد:
ـ سهم بخش خصوصي و دولتي در تركيب اشتغال به ترتيب از ٥/٩٠ و ٦/٧ درصد در سال ٣٥ به ٢/٦٥ و ٢/٢٩ درصد در سال ٧٥ كاهش يافته است.
ـ در حدود ٦ هزار كارتن خواب در تهران داريم كه در حدود ٨٠ نفر از آنها به دلايل بيخانماني، بيكاري و اعتياد جان باختهاند.
بيشترين بيكاران در تهران و مشهد ـ وزير كشور از سخنرانان اين همايش گفت: دو شهر تهران و مشهد را داراي بيشترين تعداد بيكاران و شهرهاي سمنان و تبريز را داراي كمترين نرخ بيكاري عنوان كرد و گفت: نرخ بيكاري در استانهاي آذربايجان غربي و سمنان در حدود شش درصد است. يك NGO خيريه مردمي در حدود ١٥ سال است كه در شهر تبريز با شمارههاي اعلام كرده در اسرع وقت متكديان و بيخانمانها را پوشش ميدهد.
حل معضل بيكاري ـ يك عضو هيأت علمي دانشگاه امام حسين نيز طي سخناني در اين همايش تأكيد كرد كه حل بنيادين معضل بيكاري در گرو همگرايي نهادها و ارگانهاي سياست گذارد در قالب يك شبكه هماهنگ و مديريت و احداست. دكتر حسن فلاح همچنين تأكيد كرد: نهادها ارگانها و دستگاههاي نظام كه متولي امور مختلف از جمله فرهنگ، صنعت، سياست، آموزش و تحقيقاتاند بايد در انجام امور محوله به صورت هماهنگ و مكمل، اهداف اولويتدار به ويژه اشتغال را محقق كنند.
حجم كوچك اقتصاد و بيمعنايي تكاثر ـ وزير رفاه و تأمين اجتماعي هم در دسترس بودن همه امكانات براي همه مردم را هدف جامعهها، امّا غير قابل دسترس دانست و ادامه داد: در اين و كشورهاي ديگري كه ارزش گرا هستند به سمت تعالي انساني است، امّا اين امر تمهيداتي را ميطلبد كه ايران به عنوان يك كشور در حال توسعه دارا نميباشد، چرا كه حجم اقتصادمان كوچك است و تكاثر در اقتصاد ايران معنا نمييابد. وي تشكيل وزارت رفاه و تأمين اجتماعي و قانون آن را براي سازگاري با عدالت اجتماعي و تعبيه صحيح سيستمهاي اجتماعي، هم پاي سياستهاي اقتصادي خواند و افزود: اصلاح و هماهنگي اين سياستها هزينه مبادله جامعه را كاهش ميدهد.
ظهور اقتصادهاي دانش محور ـ ديگر سخنران همايش ملي كار با تأكيه بر ظهور اقتصاديهاي دانش محور، ضرورت توسعه منابع انساني را در اثر اين عامل مطرح كرد و گفت: با اهميت يافتن اين موضوع، ارتقأ بهبود كيفيت نيروي كار از طريق سرمايهگذاري در سرمايه انساني و به خصوص از طريق آموزشهاي فني و حرفهاي جايگاه خاصي پيدا كرده است.
* * *
در همين حال مباحثي كه در خصوص ارزيابي توليد علم دانش در محافل علمي مطرح ميشد، بسيار قابل تأمل بود. هفته پژوهش در روزهاي پاياني ماه گذشته (آذر) اين فرصت را در اختيار دانشگاهيان گذاشت كه به نقد فعاليتهاي پژوهشي خود بپردازند.
دانشگاهيها و تنها ١٠ درصد توليد علم ـ معاون پژوهشي دانشگاه بوعلي سينا گفت: تنها ١٠ درصد اعضاي هيأت علمي دانشگاههاي كشور در توليد علم نقش جدي دارند. به گفته دكتر زلفي گل، حدود ٩٠ درصد اعضاي هيأت علمي در كشور شده است. وي بودجه پژوهشي براي اعضاي هيأت علمي را ٤٠٠ هزار تومان عنوان كرد و گفت: اين ميزان در مقايسه با بودجههاي كشورهاي ديگر اندك است. وي ميزان جذب بودجه پژوهشي از منابع خارج از استان را حدود ٣٥٠ هزار دلار اعلام كرد و گفت: اين در حالي است كه بودجه دانشگاه بوعلي سينا با داشتن ١١ هزار دانشجو و ٣٥٠ عضو هيأت علمي ١٧٠ هزار دلار است.
سهم ايران، يك هزارم توليد علم جهاني معاون پژوهشي وزير علوم هم گفت سهم ايران در توليد علم جهاني، حدود يك هزارم است. دكتر رضا منصوري كه در جشنواره بزرگداشت پژوهشگران برگزيده سال سخن ميگفت، با بيان اينكه نداشتن استاندارد اجرايي اداري باعث شده تا مفهوم درستي از پژوهش در كشور نداشته باشيم، اظهار داشت: ما پس از يك دوران غفلت وارد مرحلهاي ميشويم كه علم را به معناي واقعي ميشناسيم.
دكتر منصوري تصريح كرد: ما در بهترين شرايط يك هزارم علم دنيا را توليد ميكنيم كه هنوز رقم اندكي است.
*** رتبه پانزدهم با نظريه برنز ـ معاون پژوهشي دانشگاه تربيت مدرس نيز اعلام كرد كه ايران رتبه پانزدهم جهاني توليد علم را در نظريه «برنز» كسب كرده است.
وي همچنين اعلام كرد كه رتبه ايران از لحاظ تعداد مقالات در سال قبل، ٤٢ رسيده كه اين رتبه در ١٠ سال قبل از آن ٥٥ بوده است. وي گفت: بر اساس رتبهبندي مؤسسه ISI ايران با كسب رتبه ٤٢ از لحاظ توليد علم در سال ٢٠٠٣ در زمره ٢٩ درصد اول در بين ١٥٠ كشور نمايه شده در مؤسسه اطلاعات علمي جهان قرار دارد كه البته آهنگ رشد كيفي مقالات بين المللي كشور در فاصله سالهاي ١٩٩٣ تا ٢٠٠٣ بسيار بيشتر از رشد كمي بوده است. دكتر مير فضل اللّه موسوي در ادامه با اشاره به اينكه ايران در سالهاي اخير از لحاظ سرعت رشد تعداد مقالات نمايه شده رتبه اول را در جهان كسب كرده است درباره وضعيت كيفي توليدات علمي كشور گفت: بررسي آمار تعداد راجاعات به مقالات بين المللي محققان ايراني در فاصله سالهاي ١٩٩٣ تا ماه مي سال ٢٠٠٣ نشان ميدهد، رشد كيفي مقالات ايران حتي بسيار بيشتر از رشد خيره كننده تعداد آنهاست.
***
*** جوامع معرفتي و رسالت دانشگاهها ـ عوامل سد راه پيشرفت جامعه اطلاعاتي و معرفتي از جمله مباحثي بود كه پدر علوم ارتباطات ايران در همايش توسعه علمي و جامعه اطلاعاتي به آن پرداخت. دكتر معتمدنژاد گفت: گراني اينترنت و وسايل ارتباطي علت اصلي عدم پيشرفت جامعه اطلاعاتي و جامعه معرفتي است. وي افزود: براي ايجاد معرفت در يك جامعه نبايد آموزش تنها به مدرسه و دانشگاه منحصر شود بلكه آموزش بايد در تمام دوران زندگي در جريان باشد، چون در واقع معرفت چيزي نيست كه به يك باره به دست آيد بلكه در تمام طول عمر حاصل ميشود. وي در خصوص تفاوت جامعهي معرفتي با جامعه اطلاعاتي گفت: جامعه اطلاعاتي بيشتر با ماديات سر و كار دارد زيرا با پول ميتوان اطلاعات را خريد ولي جامعهي معرفتي از اين طريق ايجاد نميشود و به مرور زمان و با ايجاد امكانات به وجود ميآيد. وي گفت: طبق سياستهاي يونسكويكي از عواملي كه ميتواند در رسيدن به جوامع معرفتي كمك كند ايجاد آموزش همگاني است و اين در حالي است كه ٨٠٠ ميليون نفر بيسواد در جهان زندگي ميكنند. معتمدنژاد با اشاره به شكاف عميق اطلاعاتي ميان جوامع پيشرفته و جوامع در حال توسعه گفت: در حال حاضر تنها ٢٠ درصد از مردم دنيا كه در كشورهاي پيشرفته هستند ميتوانند از اينترنت استفاده كنند و در ديگر نقاط جهان تنها ٥ تا ١٠ درصد مردم به اينترنت دسترسي دارند. دكتر معتمدنژاد، گفت: جوامع معرفتي جوامعي آرماني هستند كه طبق تعريف يونسكو براي رسيدن به آنها بايد كثرت فرهنگ و زبان در اينترنت و ارتباطات وجود داشته باشد و از اين لحاظ وظيفهي خطيري بر دوش دانشگاهها خواهد بود.
***
*** آفت پردازش مستقيم دين ـ ارتباط بين دين و رسانه از مباحث ديگري بود كه در همايشي تحت همين عنوان در مشهد مورد بررسي قرار گرفت. يك پژوهشگر حوزه دين پژوهشي در همايش دين و رسانه گفت: دين رسانهاي است كه ارتباط انسان را با عالم ماوراء برقرار ميكند و با اهدافي خاص پيام خويش را انتقال ميدهد. محمد جواد ادبي فرد با بيان اينكه «به اعتقاد من رسانه در برابر همهي مفاهيم كاملاً خنثي به مثابه ظرفي است كه همه چيز را ميتوان در آن ريخت و قابليت دارد كه به هر شكلي درآيد»، گفت: هر فيلي كه رويكرد ديني داشته باشد، ديني است، اكثر روايات ما امور فرا زميني را به تصوير كشيدهاند كه از ادراك ما خارج است و رسانهها اين قابليت را دارند كه اين مفاهيم متعالي را قابل فهمتر به تصوير بكشند و محدودهي استفاده و تسخير اين ابزار به تلاش آدمي بستگي دارد. وي همچنين گفت: پردازش مستقيم به دين آفت بزرگي است كه گريبان گير رسانههاي ما شده، اگر مضامين ديني غير مستقيم منتقل نشوند تأثير گذاري چنداني ندارند، گر چه خوشبختانه حركت به اين سمت و سو آغاز شده است.
*** اثر گذاري فيلم ديني ـ در اين همايش همچنين «دكتر حسين ناصري» پيرامون دين و سينما سخن گفت و افزود: متأسفانه در كشور ما تعارض و ناهمگوني بسياري ميان رسانهها وجود دارد، فيلمهاي ديني در كشور ما خوب ساخته نميشوند، تا تأثير لازم را دارا باشند در حالي كه اگر فيلم ديني خوب و جذاب ساخته شود بسيار اثر گذار خواهد بود.
*** تجليل از قرآن پژوهان زن ـ همزمان با سالروز ولادت حضرت معصومه(ع) چند تن از بانوان قرآن پژوه و خادمان كريمه اهل بيت(ع) هم تجليل شدند. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي طي سخناني در اين مراسم اظهار داشت: رشد روز افزون آمار زنان فعال در حوزههاي مختلف فرهنگي و هنري در زمينه قرآن كريم نمود اجتماعي موفقيت فعاليتهاي بانوان قرآنشناس و قرآن دوست است كه بايد اين افتخار را به همه بانوان ايران زمين تبريك گفت.
*** تحجرها و پوشاندن چهره قرآني زن ـ رييس جمهور هم طي سخناني در مراسم تجليل از بانوان قرآن پژوه با اشاره به مطالبي مربوط به زنان كه در قرآن به آن پرداخته شده است، گفت: «اين سوال جا دارد كه چرا خلوص و زلالي قرآن و ديدگاه فوقالعاده متعالي پيامبر اكرم(ص) و ائمهي اطهار(س) در مورد جايگاه زن با گذشت زمان به يك سلسله توهمات در بينشهاي تنگ نژادپرستانه، مستبدانه و مردسالارانه آغشته شده است به گونهاي كه هر چه به صدر اسلام نزديكتر ميشويم موقعيت و منزلت ـ چه موقعيت معنوي و علمي و فكري و چه موقعيت اجتماعي ـ آنها بيشتر و بالاتر ميرود و هر چه به اين سو ميآييم تحت تاثير ذهنيتهاي سنتي و جاهلي جوامع، نقش زن در جامعه كمتر ميشود؟
*** ساقط بودن كيفر از زن مرتد و محارب ـ دانشگاه شهيد بهشتي نيز ميزبان شركت كنندگان در همايش زن و حقوق كيفري بود. آيت اله حسن بجنوردي يكي از سخنرانان اين همايش در خصوص اصل تساوي مجازات بين زن و مرد گفت: اين اصلي است كه قوانين كيفري نبايد در حق زن و مرد اجحاف بكند. در مواردي كه براي زن تخفيف قائل شده به دليل اجحافي است كه در طول تاريخ در جوامع، چه قبل و چه بعد از اسلام نسبت به زن اعمال شده است. انسان موجودي دو بعدي است و هويت و فضيلت او مربوط به نفس ناطق و روح اوست. آيت اللّه بجنوردي با طرح مسالهي ارتداد و مجازات آن در مورد زن و مرد گفت: ارتداد اساسا يعني بازگشت از يك عقيده و پذيرفتن عقيدهي ديگري كه باطل ميباشد و مسالهي كيفر مرتد به صرف عقيده نميباشد؛ زيرا كسي را با اجبار نميتوان معتقد به عقيدهاي نمود. وي ادامه داد: صرف عقيده، مجازات كيفري براي مرتد ايجاد نميكند بلكه رواج و فعاليت در مورد اين عقيدهي باطل سبب مجازات وي به عنوان مرتد ميشود و اگر زني با قيود ذكر شده مرتد شود، مجازاتي براي وي در نظر گرفته نميشود، بلكه سعي در هدايت و بازگشت او ميكنند و نيز از زن محارب ميتوان كيفر را ساقط كرد و اين به دليل حفظ كرامت زن است.
*** قاچاق ٧٠٠ هزار زن در سال ـ دكتر ميرمحمد صادقي، رييس دانشكدهي حقوق قضايي نيز در اين همايش با تاكيد بر آسيبپذيري زنان به دليل جنسيت و خطراتي كه در اين ارتباط براي خود و جامعه ايجاد ميكند، گفت: قاچاق انسان يك تجارت بين المللي است كه از سوي سازمانهاي بزهكار صورت ميگيرد. سالانه ٧٠٠ هزار تن از طريق اين سازمانها قاچاق ميشوند.
*** حق تساوي زنان و تغيير باورها ـ دكتر علي آزمايش، استاد دانشكدهي حقوق دانشگاه تهران هم دربارهي مشكلات تغيير تلقي جامعه نسبت به حقوق زن گفت: اصولا لسان حقوقي يك جامعه متاثر از زبان و ادبيات آن جامعه است. زبان و ادبيات حقوقي بريا شكلگيري نيازمند چند مقوله است؛ از جمله لسان فكري و ديني. به خصوص در جوامع كه ظاهرا يا با طنادين مدار باشند، لسان ديني پر رنگتر است. دين و باورهاي مذهبي مردم در همهي كشورها در شكلگيري قواعد حقوقي بسيار موثر است. بدين ترتيب كه در لسان و فهم ديني، اولين مخلوق خدا مذكر بوده و زن بعد از مرد و براي تامين آسايش مرد و تابع مرد قرار داده شده است. حتي پيامبران مرده بوده و رياست مذهبي نيز در طرز تلقي ديني با مرد است. وي سپس ادامه داد: لسان و تفكر اجتماعي، مرد سالار بوده و هست. البته استثنائاتي در طول تاريخ وجود داشته؛ مثلا حتي حق حيات نيز براي مرد در نظر گرفته شده و زن موجودي فرعي تلقي شده و تنها حقوقي كه براي وي در نظر گرفته شده اين است كه در كنار مرد زندگي كند. در نهايت ميتوان گفت كه اين مسايل از آثار اجتماعات گذشته بوده كه به سرعت قابل تغيير نيست و جزو مباني ادبيات حقوقي است و اگر جامعهاي بخواهد اين وضع را تغيير دهد، مسلما دچار مشكل خواهد شد. بنابراين بايد ابتدا حق تساوي را در ذهن زنان ايجاد كرد؛ زيرا تغيير وضعيت با تغيير قوانين صورت نميگيرد بلكه با تغيير باورها انجام خواهد شد.
*** هيأت پيگيري قانون اساسي و نظر مثبت رهبري ـ هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي پس از پس از برگزاري چهار همايش طي سالهاي گذشته امسال نيز همايش خود را با عنوان «حاكميت قانون اساسي راهكارها و موانع» برگزار كرد. رئيس هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي، ارايهي نظر اين هيأت در خصوص وضعيت نشريات توقيف شده، خبرنگاران و روزنامهنگاران، رد صلاحيتهاي انجام شده در انتخابات، حدود آزاديها و احقاق حقوق شهروندي را از جمله اقدامات مهم اين هيأت عنوان كرد. رئيس هيأت پيشگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي به اشاره به نظر كاملاً مثبت مقام معظم رهبري براي تشكيل اين هيأت و تأكيد ايشان بر دوري اين هيأت از سياسي كاري و تداخل در كار ديگر قوا و قانونمند كردن تذكرات و اخطارها تصريح كرد كه اين هيأت دقيقاً در اين راستا عمل كرده است.
*** نهاد ناظر و تشكيل دولت مدرن ـ دكتر عباس امير ارجمند، عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي در اين همايش اظهار داشت: نظارت بر قانون اساسي با تصويب اصل ٩١ قانون اساسي نهادينه شد و نظام حقوقي كشور رسماً پذيراي نهاد جديدي شد و از آنجا كه تأسيس نهاد نظارت بر قانون اساسي شوراي نگهبان با الهام از تجارت ساير كشورها صورت گرفته است به نظر ميرسد مطالعه تطبيغي اين نهاد در ساير كشورها ميتواند بر عملكرد و زواياي مختلف اين نهاد نظارتي تأثير گذاشته و آن را بهبود دهد. اين مدرس دانشگاه با تأكيد بر اينكه حقوق بنيادين شهروندان بايد در قانون اساسي مورد توجه قرار گيرد، اظهار داشت: قانون اساسي بيانگر اراده يك ملت است و فلسفه نظارت بر قانون اساسي بر اين است كه اراده ملت مخدوش نشود لذا طبيعي است كه هيچ نهادي نميتواند اراده ملت را سانسور كند يا به آن عمل نكند.
اين عضو هيات علمي دانشگاه شهيدبهشتي، تصريح كرد: فلسفهي تشكيل نهاد ناظر قانون اساسي حمايت از حقوق بنيادين شهروندان است و لذا اين نهاد نميتواند و نبايد تبديل به نهادهايي براي سانسور كردن حاكميت مردم شود، وي افزود: اين كشوري است كه در منطقه از موقعيت خوبي برخوردار است و در سيستم حقوقي و نظارت قانون اساسي از همهي كشورها جلوتر است بنابراين لازم است تلاش كنيم تا از كشورهايي مثل كويت عقب نمانيم چون ميبينيم كه در حال حاضر كويت از سيستم قوي در بحث نظارت قانون اساسي برخوردار است. امير ارجمند در پايان، تشكيل يك دولت مدرن را از ملزومات آينده كشورمان خواند كه انديشمندان صاحبان قدرت بايد در اين زمينه تدابيري بيانديشند.
*** حق تفسير قانون اساسي ـ دكتر ناصر كاتوزيان، استاد برجستهي حقوق هم در اين همايش اظهار داشت: بسياري تصور ميكنند تفسير به معناي منحرف كردن، تعبير كردن و خروج معاني از داخل كلمات است؛ در حالي كه تفسير عبارت است از تعميم مبنايي يك امر و قلمرو آن، كه گاهي اوقات اين قلمرو مشخص است؛ البته تفسير بيشتر در جايي به كار ميرود كه اشكالي در مبناي قانون وجود دارد. كاتوزيان با بيان اين كه در روشنترين متنها باز هم احتياج به تفسير داريم، گفت: اين ابهام در اجراي قانون اساسي وجود دارد. هر مجري اي بايد ابتدا قانون را تفسير كند؛ كسي كه وظيفهي اجراي قانون را بر عهده دارد، وظيفهي تفسير را نيز بر عهده دارد. استاد دانشگاه تهران تاكيد كرد: اصل قانون اساسي كه ميگويد تفسير قانون بر عهدهي شوراي نگهبان است، از آن افادهي حصر نميشود و فكر نكنيد تنها شوراي نگهبان است كه حق تفسير قانون اساسي را دارد. دادگاه هم حق تفسير قانون را در برخي موارد دارد، رييس جمهور هم به مناسبت، براي وظايفي كه به عهده دارد حق تفسير دارد. وي تفسير قانون اساسي را با نمايندگان ملت ندانست و گفت: تفسير قانون اساسي با هياتي خاص است و اگر اين هيات انحرافي در تفسير پيدا كند، بسيار نكوهيده است؛ بنابراين بايد در تفسير قانون اساسي احتياط فراوان صورت گيرد و از بدعتگذاري پرهيز شود. كسي كه تفسير ميكند نبايد مصلحت گرا بوده و سليقهي خود را در آن تفسير دخيل كند. كاتوزيان گفت: قانون اساسي نماد حفظ حقوق و آزادي مردم است، نه حفظ قدرت دولت در مقابل مردم زيرا دولت احتياجي به قدرت ندارد بلكه اين ملت است كه براي حفظ حقوق خود به قانون احتياج دارد. كاتوزيان خاطرنشان كرد: حاكميت الهي در لسان حكما براي اين كه نمود زميني پيدا كند، به دو نحو حاكميت فرد و مردم قابل تفسير است؛ قانون ما نوع دوم را انتخاب كرده است.
*** ضرورت گردهم آيي غرب و اسلام ـ امان پايتخت اردن هم ميزبان شركت كنندگان در همايش اسلام و مسلمين در قرن بيست و يكم بود.
آيت اللّه تسخيري، دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، در نشست همايش اسلام و مسلمين در قرن بيست و يكم اظهار داشت: امروز غرب، اسلام را متهم به محدود كردن آزاديهاي اجتماعي ميكند، همچنان كه در انديشه اسلامي نيز غرب به گسترش بيحد و حصر آزاديهاي مردمي و رساندن آن به آزاديهاي حيواني و ويرانگر تبديل ساخته است.
دبيركل مجمع جهاني تقريب افزود: امروز هر دو طرف ميبايست گردهم آيند و عرصههاي مشترك را مشخص سازند و اين امري است كه به دور از تاثيرپذيري از قدرتمندان سياسي و انديشه يك جانبهگرايانه غرب قابل اجرا است. وي در ادامه تصريح كرد: تصويري كه از اسلام و مسلمانان در ذهن غرب و غربيها شكل گرفته، هم از نظر واقعيتي كه در آن قرار داريم و هم از نظر تاريخي تصوير نادرستي است.
*** توسعه نيافتگي و ركود آفريقا ـ آفريقا نيز كانون مباحث همايشي بود كه تحت عنوان «تحولات ژئوپليتيك آفريقا در آغاز هزاره سوم برگزار شد. يك عضو سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي سخناني در اين همايش توسعه نيافتگي جوامع آفريقايي را عامل ركود دولتهاي آفريقايي خواند. محمدحسن ايپكچي، از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي گفت: گزارش كوفي عنان به شوراي امنيت در سال ٩٨ اذعان ميدارد كه از دهه ٧٠ بيش از ٣٠ درگيري و جنگ داخلي در اين قاره روي داده كه از اين حيث رتبه اول را در جهان دارد. ايپكچي توسعه نيافتگي جوامع آفريقايي را عامل ركود دولتهاي آفريقايي خواند و گفت: ويژگيهايي چون بيثباتي تشديد فساد و خود كامگي دولتها، درگيريهاي متعدد و كشتارهاي جمعي، افزايش بيماريهاي عفوني، معضلات زيست محيطي و كمبود زير ساختهاي مهم اجتماعي و فرهنگي از ويژگيهاي مهم آفريقا پس از استقلال سياسي است. وي با بيان اين كه حدود يك چهارم دولتهاي آفريقايي به سمت دموكراسي و توسعه حركت ميكنند افزود: رهبران اصلاح طلب كه خواهان استقرار حكومت قانون بودند جذب سرمايههاي خارجي منجر به توسعه را پيش درآمد رنسانس آفريقايي قرار دادهاند.
*** نا برابريهاي شهري ـ عضو مركز مطالعات آفريقا، بافت شهرهاي آفريقايي را حاصل نظامهايي دانست كه جوامع مختلف بر مبناي آنها بنا شدهاند و گفت: طبيعي است در جهاني نابرابر جوامع شهري نيز نابرابر باشند. معصومه نصيري با بيان اين مطلب كه نابرابريهاي شهري بستر نا آراميها و بحرانهاي اجتماعي آفريقا هستند به بررسي ابعاد نابرابريهاي شهري به عنوان محيط زمينه ساز بحرانهاي اجتماعي در برخي كشورهاي آفريقايي پرداخت.
*** امريكا و تعامل نفتي ـ يوسف سنايي كارشناس مسائل آفريقا نيز گفت: نفت اصليترين عامل تعامل آمريكا با آفريقاست. وي گفت: در حال سرمايهگذاري مستقيم ايالات متحده آمريكا در بخش كشف و استخراج نفت آفريقا به ١٠ ميليارد دلار ميرسد كه از مرز سرمايهگذاري اين كشور در آمريكاي لاتين، اروپاي شرقي، آسياي مركزي و حتي خاورميانه گذشته است و آمريكا تا دههي آتي تا مرز ٥٠ ميليارد دلار در رابطه با كشف و استخراج نفت سرمايهگذاري خواهد كرد.
*** جريان دموكراتيك كشورهاي آ. ث. ب. ـ يك كارشناس سياسي هم گفت: در پايان هزار دوم از كشور آفريقايي، كشور در وضعيت بحران به سر ميبردند. با گذشت سال از امضاي اولين كنوانسيون همكاري ميان دولتهاي عضو جامعه اقتصادي اروپا با كشورهاي آفريقا، كارائيب و پاسيفيك (A. C. P.) تدوين نمود؛ اين سياستداري دو ركن است؛ سياست خارجي و امنيت بازرگاني و نيز سياست همكاري براي توسعه.
*** حوزهاي ژئوپليتيك براي ايران ـ يك استاد دانشگاه معتقد بود: شناخت و درك اهميت قاره آفريقا در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي فرهنگي، امنيتي و... در بدو ورود به هزاره سوم ميلادي كه توجه قدرتها و رقباي كشورهاي ساير قارهها را به خود جلب كرده در تنظيم استراتژي نحوه تعاملات جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي آفريقايي، از جمله كشورهاي محوري و قطب امري حائز اهميت به شمار ميرود. دكتر حافظ نيا گفت: در حالي كه قدرتهاي فرا منطقهيي در پي تنظيم و بسط روابط با كشورهاي آفريقا هستند و بخش عمدهاي از منافع ملي خود را در اين قاره ميجويند توجه و رويكرد جمهوري اسلامي به اين قاره كه از معدود حوزههاي ژئوپليتيكي باقي مانده براي آن به شمار ميرود، امري حياتي بلكه اجتنابناپذير نمينمايد.
*** پايان دوستيابيهاي خيالي ـ يك استاد دانشگاه نيز با اشاره به روابط ايران و مصر پس از پيروزي انقلاب گفت: از يك سو به نظر ميرسد كه با تغيير ماهيت وابستگيها و همبستگيها در نظام بينالملل غير آرماني و غير آرماني و غير ايدئولوژيك شدن مفهوم منافع ملي و اهميت زايد الوصف مفهوم امنيت ملي ديگر نميتوان از مفاهيم كليشهاي و كلاسيك كهنهاي چون دوست دشمن ما دشمن ماست بهره گرفت و آن را معيار اتخاذ تصميم به ويژه در عرصه سياست خارجي قرار داد. دكتر خليلي افزود: از ديگر سو ايران به عنوان يك كشور نسبتيا قدرتمند منطقهيي نميتواند به توسعه كمي و آماري روابط سياسي ديپلماتيك با كشورهاي ضعيف و كم تأثير بسنده و افتخار كند. نه نظر ميرسد در گسترش پيوندهاي همه جانبه با كشورهاي جهاني ميبايست برخي ملاكهاي واقعي بر دوستيابيهاي خيالي چيره شود.
*** زن شرقي و همسر ديك چني ـ ادوارد سعيد نيز از همايشهاي هفته پاياني آذر ماه بينصيب نبود. دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه تهران در برگزاري همايش بزرگداشت او فعال بود و طي ٢ روز برگزاري اين همايش صاحب نظران به تحليل ديدگاههاي او پرداختند. يك استاد دانشگاه درباره جنگ عليه ترور و فمنيسم شرق شناسانه سخن گفت و يادآوري كرد: نظريه برخورد تمدنها يك برخورد ذات گرايانه در مورد شرق و غرب است كه يك طرف غرب مظهر پيشرفت تمدن، آزادي، برابري حقوق زن و مرد و در طرف ديگر شوق كه زن ستيزي، توحش، فساد است؛ اين طرف غرب سفيد و طرف ديگر شرق سياه است. وي افزود: حال گفته ميشود مسايل زنان در برخورد تمدنها چگونه مطرح ميشود؟ به نظر من اين قلب مساله است. ادوارد سعيد نه تنها حيطه جديدي در مسايل سياسي باز كرده، بلكه الهام بخش مسايل ديگري از جمله فمنيسم بوده است. ركسانا بهرامي تاش با اشاره به تاريخچه فمنيسم گفت: زن شرقي هم در مقابل زن غربي قرار ميگيرد. اخيراً همسر ديك چيني ١٠ ميليون دلار بودجه گرفته تا در عراق كنوانسيون رفع تبعيض عليه زان را اجرا كند و زنان عراقي را آزاد كند!!! جالب است كه خود آمريكا جزو كشورهايي است كه اين كنوانسيون را امضا نكرده است. اين استاد دانشگاه در ادامه سخنرانياش به كتاب خاطرات آذر نفيسي اشاره كرد و درباره اين كتاب كه درباره حقوق زنان است توضيحاتي را ارائه داد.
*** وضعيت مخدوش شده ـ عباس منوچهري، استاد دانشگاه نيز درباره وضعيت پسا استعماري و فلسفه سياسي سخنراني كرد و اظهار داشت: وضعيت پسا استعماري را ميتوان يك وضع طبيعي دانست؛ به اعتقاد هايدگر، وضعيت پرتاب شدهگي است؛ وضعيتي كه خود را درون آن قرار گرفته شده ميبينيم كه در شكل دادن آن وضعيت نقشي نداشتهايم. اين تغيير از ديدگاهها برماس يك موقعيت به صورت نظاممند مخدوش شده است، يعني وضعيتي كه چه فرد و چه روابط بين افراد توسط نيرويي كه قدرت چنين كاري را داشته مخدوش شده و فرد وضعيت پسا استعماري در وضعيت مخدوش شده قرار دارد.
*** بازگشت به تاريخ بشري ـ رامين جهانبگلو پژوهشگر فلسفه در دومين روز از همايش دربارهي مسووليت انتقادي روشنفكر عام از ديدگاه ادوارد سعيد سخنراني كرد و اظهار داشت: سعيد معتقد است روشنفكر عام از ديدگاه ادوارد سعيد سخنراني كرد و اظهار داشت: سعيد معتقد است روشنفكر بيروني هيچ گاه وضعيت موجود را نميپذيرد و عرصه انتقاد به آن هست و تبعيد سبب ميشود روشنفكر هميشه احساس نوعي عدم ثبات داشته باشد. بررسي ديدگاههاي سعيد مشخص ميكند سعيد از سنت ويشي و ديدگاه ويكو در تاريخ تاثير گرفته است. سعيد معتقد است ويكو در نتيجه تعامل بين انديشه و زبان شرايط تاريخي بوده كه تمدن انساني به وجود آمده است و معتقد است جهان در نتيجه تلاشهاي مردان و زنان ساخته شد. وي افزود: سعيد در كتابش در مورد ويگو معتقد است تاريخ بشري به وسيلهي انسانها ساخته شده، و نوعي بازگشت به تاريخ بشري است و اين وضعيت را هرگز به يك دكترين و انديشههاي متغيري تبيين نميدهد.
*** به فكر دنياي پست پلورال ـ اشيش ناندي. استاد دانشگاه دهلي. سخنران بعدي اين همايش با اشاره به آشنايياش با سعيد عنوان كرد: سعيد يك فرد بيروني بود و به صورت روشنفكر يك دروني بود و آن فرهنگ مدرني كه در آن فرهنگ مدرني كه در آن بار آمده بود به او اجازه ميداد كه به بيش از يك فرهنگ تعلق داشته باشد. وي عنوان كرد: در طول سال گذشته بر طبق آماري كه در هنر به دست آمده درصد مردم هند، هندو درصد مسلمان درصد مسيحيت و / درصد بقيه مذاهب هستند كه روي هم درصد ميشود؛ امّا سرشماري كه در طول سال در ژاپن صورت گرفته تصويري عجيب از تركيب ژاپن ارايه داده كه بيش از درصد شينتو درصد بودايي كه روي هم شايد به درصد هم برسد كه اين نشان دهندهي هويت مذهبي آنهاست. چيزي كه در هند ديديم تصوير رويي است و يكي از بازماندگان سنت است. اين استاد دانشگاه قايل شدن سطوح متفاوتي براي راديكاليسم گفت: اين راديكاليسم براي دنياي روشنفكري عجيب است. روشنفكري در عقلانيت و انسان مداري انساني نوعي تفاوت را انكار ميكند. البته نوعي پلوراليسم راديكال هم عملي است و آن زماني است كه قوانين هويت را تعريف كنيم. عقلانيت يا غير عقلانيت، پيشرفت و عقب ماندگي، مدرنيته و سنت و... در اين دوگانگيها فقط يك طرف قطبي ميشود. وي ادامه داد: عليرغم تلاشهايي كه در دههي براي تندرستي پلوراليسم در روانشناسي صورت گرفت، اينك بايد به فكر يك دنياي پست سكولارو پست پلورال باشيم.
*** نسبت فرهنگ و امپرياليسم ـ حسين پيرنحجم الدين ـ استاد دانشگاه هم با عنوان نقد معترض؛ تاملاتي دربارهي نقد ادبي ادوارد سعيد سخنراني كرد و به بررسي شيوه ناقدانه و نظر ادوارد سعيد دربارهي نقد و ناقد پرداخت و گفت: نقد از ديدگاه سعيد بي غرض و مستقل است و در عين حال متعهد: توليد كننده دانشي است ضد استبداد و بهرهكشي و در خدمت آزادي، جان كلام آثار سعيد اين است كه نقد ادبي و ادبيات كه از مولفههاي مهم فرهنگند مالا از سياست و زمينههاي به اصطلاح عالمانه و پژوهشي چون شرقشناسي جدا نيستند. همانطور كه از عنوان يكي از مهمترين آثار سعيد، فرهنگ و امپرياليسم برميآيد نسبتي ميان فرهنگ و سياست و امپرياليسم وجود دارد و آن هم نسبتي بس مهم و اساسي است.
*** ادوارد سعيد و روشنفكر راستين ـ اين عنوان سخنراني حميد عضد انلو بود كه گفت: سعيد روشنفكري بود كه در طول زندگي روشنفكري و آكادميك خود به خوبي از نقش و وظيفهاي كه خود بر دوش خود نهاده بود آگاه بود. تمام تلاش روشنگرانه سعيد تبليغ دربارهي ايدههاي روشنگرانه و انساني بود. او در جست و جوي فرهنگي جهاني بود كه بدون بيگانه يا نابود كردن فرهنگهاي محلي و قومي روزي بتواند بشريت را زير پرچم آزادي و برابري جمع كند.
*** عرفان دواي دنياي مدرن ـ شماري از علاقمندان عرصه فرهنگ و ادب كشور هم به محضر مولانا رفتند. دريا دواره همايش آموزههاي مولانا براي انسان معاصر كه با عنوان در محضر مولانا در باشگاه دانشجويي دانشگاه تهران برگزار شد، سخنراني تلفني دكتر چيتيك استاد دانشگاه آمريكا براي حاضران پخش شد. مترجم مقالات مس كه كانديداي كتاب سال ٨٣ شده است، در اين سخنان خود عنوان كرد: وقتي در آمريكا از مولانا صحبت ميشود سخن از اشعاري به ميان ميآيد كه معنويتي بيريشه و اصول است و هر كس ميتواند با آن سر و كار داشته باشد؛ بدون اينكه ايمان و مذهبي داشته باشد، كه اين از نظر مردم آمريكا خوب است؛ امّا پيام مولانا چيز ديگري بوده و اين است كه انسان در خطر بزرگي قرار دارد كه آن فراموشي از خداست. مولانا راه حل اين موضوع و پيدا كردن خدا در زندگي را متابعت از پيامبران دانسته، براي رسيدن به هدايت و سعادت عنوان ميكند. در حالي كه انسان امروز از هوي و هوس خود پيروي ميكند نه از خدا. وي بحران دنياي مدرن را يك بحران كلي توصيف كرده و ادامه داد: براي حل اين بحران هر كس ميتواند دنبال تعليمات عرفاني برود كه در زندگي چه كند يا چه نكند.
*** عرفان و تصوف ـ در اين همايش همچني دكتر علي شيخ الاسلام و محمدعلي اسلامي ندوشن و دكتر اعواني ايراد سخنراني پرداختند. شهرام پازوكي استاد دانشگاه نيز با اشاره به اينكه در چند سال اخير به تفكر عرفاني و مولانا در غرب توجه فراواني شده است، از دانشكدههاي ادبيات و الهيات انتقاد كرد و گفت: اين دانشكدهها كه خود را جزو متوليان آثار اين بزرگان ميدانند يك بزرگداشت برگزار نكردهاند. آن وقت است كه بزرگداشت شاه نعمت اللّه ولي در خارج برگزار ميشود و دانشكده فني متولي برگزاري كنگره مولانا ميشود.
سياستگذاري كلان فرهنگي در ايران دچار سر درگمي است؛ از طرفي ميخواهد از تصوف و عرفان عقب نماند و از طرف ديگر پاسخگوي منتقدان داخلي هم بايد باشد. ادعا ميكند كه تصوف و عرفان خارج از اسلام اين مساله را مستشرقان هم عنوان ميكنند؛ ولي منظور آنان اين است كه عرفان اسلامي ماخوذ از مسيحيت است. پازوكي گفت: ما معمولاً فكر ميكنيم تشيع يك مذهب فقهي است؛ امّا تشيع يك مذهب فقهي و عرفاني نيست. ميگويند كه تصوف براي اهل تسنن، است به فرض مولوي سني باشد، بايد ما او را از متفكران بيرون بگذاريم؛ آن هم در زمانهاي كه كشورهاي ديگر سعي ميكنند كه بزرگان ما را به خود منتسب كنند. وي ادامه داد: ما چطور مساله گفتگوي تمدنها را مطرح ميكنيم؛ امّا هنوز بر سر شيعه و سني بودن بزرگان خود بحث داريم و چگونه اين همه از كلمه تصوف هراس داريم؛ مبادا اينكه به تصوف متهم شويم؛ در حالي كه عرفان همواره در متن تصوف رشد كرده و جدا از آن نبوده است.
*** دكتر داستان نويس ـ البته چخوف هم در نشستها و همايشهاي برگزار شده، جايي براي خود باز كرد و كارشناساني چون ويكتور ولچنكو رئيس لابراتوار چخوفشناسي مسكو، اكبر رادي، فريند خت زاهدي پژوهشگر تئاتر و دكتر قطب الدين صادقي آقار اين نويسنده روسي را بررسي كردند. اكبر رادي، دريا تاثيرات چخوف از نويسندگان هم زمان و ما قبل خود، گفت: بسياري از نمايشنامههاي تورگنيف بسيار نزديك به فضاها و شخصيتپردازيهاي چخوف است. وي گفت: من تا آنجايي كه جست و جو كردهام شعري از چخوف نديدهام ولي ريشه بسياري از آثار چخوف برگرفته از كارهايي است كه در دروه آغازين دانشكده آن را نوشته است و چندان قوي نيست. او در حدود ٤٠٠ داستان در دوره دانشكده مينويسد و در اين دوره بسيار تحت تاثير گوگول است و نمونه عيني آن طنزهاي درشت آثار او است. در ادامه او نمايشنامهنويسي را دنبال ميكند ولي چون داستانهاي او بسيار مورد تاثير منتقدان هم عصر خود بود. هميشه هم اشاره ميكرد كه من يك دكتر داستان نويس هستم.
*** تعديل سياستزدگي در ادبيات نمايشي ـ فريند خت زاهدي هم با اشاره به اولين افرادي كه چخوف را به جامعه ادبي ايران معرفي كردند، افزود: در سال ١٩٣٠، صادق هدايت براي نخستين بار داستان كوتاهي را از چخوف و آثار او كرد. همزمان جمال زاده كه در سوييس زندگي ميكرد شروع به نوشتن درباره چخوف و آثار او كرد. همزمان با آن و يا شايد بعد از آن عبدالحسين نوشين كارهايي از چخوف را به صحنه بر دو بعدها نيز شاهين سر كيسيان درباره چخوف شروع به مطالعه و ترجمه كرد و بدين ترتيب سياست زدگي در ادبيات نمايشي ايران تا حدي تعديل شد و از اين رو ادبيات در اماتيك مدرن ما تا حد زيادي و امدار چخوف است. وي افزود: بيشترين تاثير نمايشنامه نويسان ما از چخوف به تاثيرپذيري از دو عامل موفقيتي زمان و مكان مربوط ميشود.
*** آدمهاي غربي و قهرمان غايب ـ دكتر قطبالدين صادقي ديگر سخنران نشست تخصصي بررسي مباحث تئوريك در آثار چخوف بود كه به صحبت دربارهي واقعگرايي در آثار چخوف، پرداخت. او گفت: واقع بيني چخوف به معناي رئاليستي كه ما از اساتيد كلاسيك داريم نيست. او تنها نويسندهاي است كه الگو ندارد و علاوه بر آن هيچ شخصيت مثبت و منفي ندارد بلكه آدمهاي مورد نظر او كاملا قابل ديدن و پرداختن است، پس هيچ ستايشي و منفي ندارد بلكه آدمهاي مورد نظر او كاملا قابل ديدن و پرداختن است، پس هيچ ستايشي براي هيچ آدمي ندارد و اين مسئله درست مخالف نوع كنش شكسپير است. وي افزود: چخوف تنها فردي است كه قصد ندارد با يك درخت يك جنگل را بپوشاند بلكه هدف براي او تمام جنگل است يعني براي او نه آدمهاي بزرگ و نه كوچك وجود ندارند. بلكه همه براي او اهميت دارند. وي گفت: چخوف با فاصله گرفته از عمل همه جزئيات را صاحب اهميت ميكند و اين مسئله فقط در آثار او به خوبي ديده ميشود. آنچه كه در اين فضا اهميت دارد تنها پيكر و فضاي اشيأ است، پس نمايشنامه او در حالت دوگانه روايت و روانشناسي دور ميشود و به ما يك فضاي ساده و كيهاني از آدمها و روابط آنها ارائه ميدهد. صادقي كوري و توهم آدمها در برابر حوادث اجتماعي را به عنوان قدرت پنهان تاريخ از ديگر تكنيكهاي چخوف دانست و گفت: در تمام آثار او قهرمانان به واقعيتها پشت ميكنند زيرا كه آدمها قدرت مقابله با تاريخ و اشتباهات خود را ندارند و به همين دليل يك نوع نابودي وجود دارد و مقرر آدمها از اين قضيه فقط توهم است زيرا به اعتقاد چخوف در زندگي اين افراد هيچ راه نجاتي وجود ندارد. دكتر صادقي ادامه داد: آدمهاي نمايشنامههاي چخوف آدمهاي غربي هستند كه فاقد هر گونه طرح و برنامه هستند و در خلايي زندگي ميكنند كه هيچ كدام به نجات بخشي فكر نميكنند، پس قهرمان در آثار چخوف غايب است و آدمهايي كه در اين ميانه ميمانند يا بدون استثمار ميشوند يا استثمار ميكند و از اين جهت آنها آدمهايي بدون خلاقيت هستند.